گشت و گذار در منطقه سادات سلطان ابراهيم
جاده ي پر پيچ وخم ايذه تا روستاي كارتا سلطان ابراهيم را سوار بر پرنده ي آهني پشت سرگذاشتيم وهمراه با زائرين ،سوار بر قايقي كوچك برگرده ي رودخانه كارون حدود يك ساعت به پيش مي رويم تا اينكه دردامنه ي كوه ،خانه هايي گلي و سنگچين به يادمانده ازمعماري عهد باستان نمايان مي شوند؛ازقايق كه پياده مي شوي گوشه اي از بهشت در روياي قابل باور گره مي خورد تنها جاده ي كوچرو ايل زائرين رابه سمت امامزاده مي كشاند، و قبل ازهرچي آنها را با نسيم عطرآگين معنوي و طعم غبار طبيعت وكوهسار آشنا مي سازد .همچنين زائران را با محيطي پاك وساده ومردمي فارغ از رؤياهاي جامعه شهري ،خانه هاي مجلل وبزرگ ،ماشين ها آخرين سيستم ،رستورانهاي افسونگر و غذاههاي گوناگون آشنا مي سازد وپرواز خيال با رؤيت واقعيات پيوندي ناگسستني مي بايد.هرسوكه بنگري سوژه ايي بكر است از موزائيك وسراميك .آسفالت ترك خورده وغرش پرنده هاي آهني دراينجا هيچ خبري نيست.اينجا همه روزه طبق آداب ورسوم گذشتگان وسنن ديني ،همواره بزرگترها براي فرزندان وكوچكترها برنامه ريزي مي كنند.آري اينجا همان منطقه سادات سلطان ابراهيم (ع) است كه مي توان گوشه ايي ازبهشت وگنجينه هاي پنهان معنويت وخلوتگه بي سروصداي قرن 21 را مشاهده كرد.كه همه ساله زائران بيشماري را از اقصي نقاط جهان براي زيارت امامزاده مي طلبد وبطور ميانگين همه ساله 200000000 تومان درآمد نذوراتي براي اداره اوقاف وامور خيريه خوزستان به ارمغان مي آورد كه تاكنون بدليل نداشتن جاده اي مناسب –نبود برق مناسب – نداشتن گاز- تلفن و ديگر امكانات رفاهي وآموزشي با جمعيتي بالغ بر پانصد خانوار از خادمين و سادات اين امامزاده همواره در رنج و محروميت مطلق به سرمي برند اميد است مسؤلين خوزستان درصدد رفع محروميت و ايجاد امكانات رفاهي واجتماعي اين منطقه برآيند
منطقه ايي كه جويبارمعنويتش همواره به زلالي نم اشك گوشه ي چشم زائرين بر نگين منطقه مرقد شاهزاده سلطان ابراهيم (ع) جوشيده و مي جوشد .از درب ورودي شاهزاده كه وارد مي شوي بغضي ناخواسته راه گلويت را مي بندد وصداي هق هق گريه ها با زمزمه ي حاجات زائرين گره مي خورد و بند بند وجودت مي لرزد ، سپس بعد از هفت مرتبه كه به دور مرقد شاهزاده چرخيدي كم كم وجودت آرام مي گيرد و دلت اندكي آرام مي گيرد ؛كمي آن سوتر همراه با ديگر زائرين و بيماران «رماتيسم –زانودرد-زنان نازا –كوران مادرزاد و...»بر«سنگ شفا» بوسه مي زني ودلت شفا مي يابد كمي جلوتركه ميروي آرامگاه سيد شفا الدين(شرف دين) و(مادرسادات) را مي بيني كه همچون نگيني مي درخشند.
دلت كاملاً بياد خدا كه آرام گرفت بدنبال جايي مي گردي تا با خالق خويش نماز حاجات بجا آوري كه روحت سرشار از هاله ايي حرير گونه و رؤيايي دست نيافتني مي شود كه درآن لحظات احساس مي كني به آنچه كه مي خواستي رسيده اي از مرقد كه خارج مي شوي در وسعت عمق نگاهت تاچشم كار ميكند طبيعت بكر وكوهها ي سربه فلك كشيده وسپهر آبي امتداد مي يابد كه با ديدن اين مناظر دل انگيز و آن رؤياي معنوي تن انسان آنچنان احساس رهايي وآزادي مي كند كه گوئي تأثير شرايط آب وهوايي منطقه واثرات معنوي مرقد پوست را بر نيزه كرده و لحظه به لحظه چهره ات شفافتر مي شود،متوجه مي شوي كه خيل عظيمي از خادمين و سادات مهمان نواز براطراف صحن زره شاهزاده خيمه هايي سبز زده اند تا زائرين را راهنمايي و از آنان پذيرايي كنند و اندكي بيشتركه بخود مي آيي شعلۀ شمع هاي فروزان نذري –دود اسپندهاي خوشبو- قهقه كبك و پرندگان ديار-صداي موسيقيائي ودل انگيز چشمه مراد-خندها ي شيرين خورشيد برامواج كارون-خندۀ شيارهاي زمين وسفره هاي رنگين كمان سادات؛ خاطرات هفت سين نوروز و بهار را در مقابل چشمانت دراين پائيز غم انگيز تداعي مي كند،ازطرفي ديگرتازه در مي يابي كه معمار تفريحگاههاي موجود دراين منطقه ،آفريننده ي طبيعت بكر وكوههاي سربه فلك كشيده است. وهم اكنون بيش از500 خانوار سادات را در اين منطقه كوهستاني و صعب العبور را با كمترين امكانات رفاهي درخود جاي داده است كه از طريق دامداري و جمع آوري «نذورات طوايف بختياري» همواره گذران زندگي مي نمايند.سفربه اين منطقه بكر و سرشار از معنويت ابتدا براي انسانهاي جامعه شهري بسيار سخت و نفس گير و طاقت فرساست و درنگاه اول منطقه بسيار خشن و بي رحم جلوه مي كند و سختي گذر از لابلاي جنگل وصخره ها در روزهاي اول همت و اراده انسان شهرنشين را در دامنه طبيعت وكوهها به كام نيستي،سستي و خمودگي مي كشاند و مقهور مي سازد اما هنگامي كه انسان با منطقه انس گرفت ؛منطقه بسيار لطيف و مهربان جلوه مي نمايد و انسان با گل وگياه و جنگل منطقه كه آشنا شد؛طراوت بوي بهار هميشه سبزدامنه كوهها را با مشام دل احساس مي كند وهنگامي كه لغزش نقره فام باران را بر تن نفوذ ناپذير كوههاي روان ديد و نصيب رعد را بر شاخه ساران طبيعت بي جواب يافت؛آنگاه با مرغان خوش الحان كبك منطقه درخلوت كوهساران دل لب به نغمه سرائي مي گشايد و در زمره ايي عارفانه اشعار محلي را با صوتي دل انگيز بر زبان جاري مي سازد و از زيبايي طبيعت معصوم و پرجاذبۀ كوهستان با تمام وجود«خالق طبيعت»رااحساس مي كند.
آموزشهاي ديني دراين منطقه هنوز براساس مكتب خانه هاي قديم استواراست كه توسط ملاهاي محلي كه به «ملامكتبي »شهرت دارند ابتدا آموزش قرآن و نهج البلاغه و...را به نوآموزان ياد مي دهند سپس به آموزش خواندن ونوشتن آنها به زبان فارسي مي پردازد كه اين حكايت علاوه برتوجه مردم به معنويت ارزش فرهنگ قرآني حاكم بر ديگر خرده فرهنگهاي رايج درآن منطقه را دوچندان مي كند و مردم منطقه كه داراي مذهب شيعه دوازده امامي بوده و ميباشند بدرستي به وصيت پيامبر(ص)كه فرمود: « دو امانت را در ميان شما مي گذارم «كتاب خدا و اهل بيتم را»و به آنها تمسك جوئيد و از آنها جدا نشويد»را به خوبي درك وعمل نموده اند و همواره براي رفع مشكلات اجتماعي وگرفتاريها با اعتقاد ي خالص واراده ايي راسخ به قرآن كريم رجوع ميكنند و از ديگر عجايب اين منطقه مي توان به تندرستي وعمرطولاني آنها تا150 سال همچون افرادي بنام هاي زنده ياد سيد آقابزرگ موسوي كريمي- مرحوم سيدحاجت موسوي صالحي اشاره نمود.
کارتا دیار آشنای همه زوارهای امام زاده سلطان ابراهیم